از مهربان بودن دلم دیگر پشیمان است

از مهربان بودن دلم دیگر پشیمان است
زخمی شدم دور و برم صد‌ها نمکدان است

دیروز می‌گفتم “محبت” قندِ یزد، اما
امروز می گویم که نه، چاقوی زنجان است

چاقو‌کش و جراح می دانند یک چاقو
گاهی بلای جان و گاهی منجیِ جان است

با هر ضعیفی مهربان بودم ولی افسوس
دیدم سلامِ برّه هم با گرگ یکسان است

اصلا چرا باید نترسم از ضعیفان، هان؟
وقتی لبِ کاغذ شبیهِ تیغ، بران است

فهمیدم اما دیر فهمیدم که “نادان” را
از هرطرف هم که بخوانی باز “نادان” است.

#محسن_کاویانی


@yekfenjansheeer

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *